جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

512

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

فصل سيزدهم پادشاه - خاندان شاهى - وزيران آنجائى كه سخن پادشاه هست قدرت است ، و كيست كه به او بگويد چه مىكنى ؟ از كتاب جامعه « 1 » فصل 6 عامل فرديت در حكومت ايران - اكنون بررسى آن عوامل سياسى را كه درحال‌حاضر حاكم بر اوضاع ايران است آغاز مىكنم . در سرزمينى كه از حيث ترقيات قانونى بسيار عقب مانده است و از لحاظ سازمان و مبانى اساسى فاقد همه چيز و در سنت‌هاى كهن شرقى سخت پابرجاست ، عامل فرديت بطورى كه دور از انتظار هم نيست قدر و اهميت كلى دارد . حكومت ايران كم‌وبيش اعمال قدرت خودسرانه از ناحيهء عناصرى است كه بنابر سلسلهء مراتب شامل شهريار تا كدخداى دهى حقير مىشود . پس يگانه اصل مانع كه در مقابل رفتار طبقات رسمى پائين‌تر قرار گرفته است ترس از مقام بالاتر از خود ايشان است كه گاهى امكان تعديل آن هست . مقامات بالاتر هم از شخص پادشاه بيمناكند كه احراز خشنودى خاطر وى هيچ‌گاه دور از امكان نبوده است و خود پادشاه نيز دچار بيم و نگرانى است ، اما نه از ناحيهء اتباع خويش ، بلكه از انتقادات خصومت‌آميز جرايد اروپائى . در ابتداى سلطنت شهريار فعلى ( ناصر الدين شاه ) طبقهء روحانى ركن نافذ مانعى بشمار مىرفتند ، تا اين‌كه در اثر ابراز نفوذ تدريجى مقامات ادارى كه شاه كنونى پيوسته

--> ( 1 ) - Ecclesiastes